مجال

لب برنچین    ای نازنین

با عشق و زیبائی   عجین

تندیسه ی   شیدا شدن

شبگریه هامو   تو  نبین

بازیچه ی   این سایه هام

روز و شبام      بی انتهام

بیا باهام     بیا باهام

دلخنده هامو   تو ببین

یکه نموندم    تو قفس

خوندم برای    همه کس

همدردِ ما    فراوونن

اینجا    وصالِ عشق و  بس

تنها شدن     معنا نداشت

چون با تو  خِیلم     تا ابد

اون نانجیب    پر کینه بود

دلو سوزوندش     حکم بد

امروزها     این روزها

کِبر و جنون و سوزها

ای آشنا   با این قرار

کو منزلت     افروزها

این یکه بودن     درد نیست

آن یل   بدین آورد    کیست

تنها   خیالی مختصر

همقصه گویم          مرد چیست    ٢

لب برنچین     ای مهربون

ای جونِ من    ای همزبون

لیلای شیدا را    چه شد

این دل     سراپا  غرقِ خون

کافیست   افسونم کنی

نادیده     مجنونم کنی

من کم شدم      کو حجم تو

تا ابر     بـارونم کنی

اینجا   نمیشه از تو  گفت

بی خنده ها      بد پنهونن

سیاه و تاریکن و سرد

نفرت زده    پریشونن

میگن بهار     نه نمی یاد

کی آخه    زیبائی میخواد

صاحبدلا       مُردن عزیز

کو حادثه     کو ابر و باد

ای تو     خـدای روشنی

مهرت   به دلها ماندنی

بی گاه ها    افزون شدند

ذکرت    مداوم    خواندنی

من مانده ام     با این سؤال

یکتا پناهِ    بی زوال

این کِشته     محبوبی نداشت

چون زرد شد    یک سیبِ کال     ٢

 

/ 19 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دنیای کوچک من

سلام مجالتون عالی بود ندای حق هم همینطور خیلی تنهام خیلی تنهام چه کنم تو بگو با کوه غمهام چه کنم

محمد مبلغ الاسلام

سلام کروموزوم های نامادری بدجنس با "" نقد مجموعه ی شعر " آن ها " فاضل نظری "" و 2 شعر به روز است. "محمد مبلغ الاسلام"

زهرا6(Ruby Girl)

سلام[گل] قشنگه.........[تایید] [دست][تایید] ایووووووووووووول به هوشم،نه ! دیدی حدسم درست بود...... همینجوری نبود که می گفتم اسمت آشناست...... [گل][خنده] [خداحافظ]

طلوع آبی

[گل][گل][گل] سلام ممنون از لطفت شعرت زیبا و قشنگ بود موفق باشی [گل][گل][گل]

آریانا آریارمن

درود بر شما دوست مهرانگیز و پردیس سرشت دوست بزرگوار از کوتاهی های آمدنم شرمنده و خجالت زده ام. مدتی است گرفتاریهای زندگی امانم را بریده و مرا از همراهی با شما دوست فرهیخته و گرامی بازداشته،لذا به همین دلیل از شما سرور پاکیزه رأی پوزش می طلبم و امید دارم که مرا ببخشید. همچنین اینجانب همواره آمدنها و مهربانی های شما را ستایش می کنم و سپاسگذار بزرگواری های شما نسبت به اینجانب هستم. سرایشی با نام یاوه گویان نامدار آماده کرده ام که شما را به خوانش آن و درج پیامهایی درباره ی آن فرا می خوانم. امید دارم همواره در پناه ایزد یکتا سبز و مانا باشید. تا درود و دیداری دیگر بدرود.

مجید

سلام ابوذر جان ترانه هاي شما براي من هميشه دوست داشتني است

پرویز

[گل]سلام به ابوذر عزیز ما[گل]

بهروز(¯`¤._ طلوع عشق_.¤´¯)

در نگاه من ، بهارانی هنوز پاک تر از چشمه سارانی هنوز روشنایی بخش چشم آرزو خنده ی صبح بهارانی هنوز در مشام جان به دشت یادها باد صبح و بوی بارانی هنوز در تموز تشنه کامی های من برف پاک کوهسارانی هنوز در طلوع روشن صبح بهار عطر پاک جو کنارانی هنوز کشتزار آرزوهای مرا برق سوزانی و بارانی هنوز . ـــــــــــــــــــــــــــــــــ سلام دوست من.. خوبی؟؟ مدتی نبودم.. ببخشید.... آپم خوشحال میشم سر بزنید..

zeynab akbari

عالی.قشنگ.20