با مـا فقط تنها خـداست

 

وقتی سیزیف پای کوه نشست... و نوشت!

 

http://s3.picofile.com/file/7488459886/when_.pdf.html

 

لینک دانلود کتاب منتشره پسر عموی عزیز  من

 

موجز و بسیار خواندنی که تیغ ممیزی گونه اش را نخراشیده

 

 

ببین چه ساده می شود

غرور خُرد   زبان خمُش

تمام دل  بسوختند

جماعتِ  تـرانـه کش

ببین  چه ساده می شود

مرا  تو را   به غم کشید

زخم زبان  نماند توان

چه ها   که قلبِ ما  چشید

ببین   تمام عشقمان

بازیچه ی  بدخواه شد

تمام می شود   ولی

این کامتان   بیگاه شد

مـا  هر دو دلسوخته ایم

طعنه مزن   ای نارفیق

بال و پری   دوخته ایم

در عصر سنگی   فصل تیغ

می رویم از تو    نـو شدن

در خانه ی  اجـدادیـم

می رویم و   می خوانم از

رویای مـا    آبـادیـم

رویای مـا   در دور نیست

در دستِ  آگــاهی  رهاست

فـردای خوبی   ساختن

این کارِ  امروز شماست   .  .  . 

 

6 بهمن  /  5 بامداد

 

 

 

/ 62 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عسل

یادم باشدامشب بعضی از ارزوهایم را دم دربگذارم تارفتگرببردبیچاره او مابقی راهم نقدابا خودبه گورمی برم مابقی همان ارزوی باتوبودن است نترس جانکم حتی ارزوی داشتنت راهم به کسی نمیدهم...

رهگذر

شب مهمونی ابرا شب خالی از ستاره شب انتظار بارون که بباره یا نباره رونده از تموم دنیا مرد کوچه گرده پاییز آخرین رهگذر شب با ترانه ای غم انگیز میریزه غم صداشو تو سکوت سرده کوچه همه سرودش اینه بازیه زندگی پوچه حالا من مونده یه سایم که اونم عمری نداره وقتی آخرین چراغ کوچه پلک رو هم میذاره حالا من مونده یه سایم که اونم عمری نداره وقتی آخرین چراغ کوچه پلک روهم میذاره.....

ارمیتا

[گل]سلام دوست خوبم بسیار زیبا بود مرسی.....منم اپ کردم حوشحال میشم بیاین

alireza

این جمله را هرگز فراموش نکن “برای دوستت دارم بعضی ها مرسی هم زیاد است”

رها

در پیشگاهِ جاودانگی، کوه‌ها، همچون ابرها، گذرا هستند. رابرت گرین اینگرسول

محمدرضا علیزاده

سلام : خبری ازت نیست فرصت کردی بهمون سر بزن اوایل بیشت به هم سر میزدیم هنوزم لینک هستی مثل خودم بدرود

رویای خیس

سلام دوست من شاید روزی به سرخی شقایق رنگ فرداها شویم ..// یا نقش و نگار پر پروانه ی دورانمان ..// شاید قاصدکی رقصان شویم ..// بازیچه ی دست کودکان کودکیهای خود شویم ..// نمی دانم قلبم گواهی می دهد که ..// گردونه اینگونه می گردد ..// به امید دیداری دوباره [لبخند]

آمد

" به خدا بگوييد زمستانش سرد نيست، جمع كند تكرار فصلهايش را، من در تابستان هم از بي وفايي "دندان به دندان" ساييده ام

چقد سخته جدا بودن

کسی نیامد تا خواب «فروغ» تعبیر نشود من اما ایمان دارم همین روزها کسی می‌رود! "كرم‌رضا تاج‌مهر"