غم جادوست

تکیه بر  آسمان کرده ای و  هنوز

آستانِ   شکفتنت خالی

این نشد  بر غرور خود باشی

ناشکفته  به اوج بدحالی

در حجابِ سخن   هزار ناگفته

عقل درگیر و   یکان زبان  خفته

این منم    به دِیر هر عملی

ساده بودن     شُکوهِ  آشفته

تا تو  روزان     سکوت   بی پایان

بی سرانجام آرزو و   پژمرده

تا تو   این من    سرودِ بی عملی است

ترس  و  یأس  و     غرورکِ مرده     ٢

 

من شدم راز و    رازی از هر جا

این شِمائی   ز کوتِ  بی خبری است

راحتم کن     بگو که  در فرجام

زین همه  شِکوه ها   به جا اثری است

لابُد از   حال و قالِ  ما   پرسی

شرم    آتش  به جانم   افکنده

تا تو بودی    شکوهِ  فریادم

یک خـدا بود و      یک غبار   یا بنده

من نشسته   به کُنج عُزلتِ خویش

تو در آن سو    غریو هر بادی

من تو را  خوانم  و      چه را جویم

ای که بی من     به سادگی شادی   ٢

 

این هنر نیست    بر فسونِ خود باشی

تا قیامت    در این قفس  جا شی

این همه  کِردِ بد     در آن آخِر

بر زمینت زند   چه معنا شی

گاه و  بی گاه    روزه ای    کمی طاعت

آنِ تو کم     به وقتِ    این ساعت

سالها  در گذر       خـدا   شاید

تو به  فکرت     حکایتِ یاید

تکیه بر آسمان کرده ای و   هنوز

رنج تو   فزون  بر این باشد

این نشد   بر غرور  خود باشی

بختِ مُرده     چه سان  نگین باشد

من که  ماندم    به فکر قامتِ دوست

این همه  غم    ز شوقِ  رایتِ  اوست

من که عهدم نبود      جز تشویش

آبروئی نمانده     دل    بدبوست   .  .  . 

 

 

/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تی تی

سلام مرسی که بهم سر زدید[گل] این شعر از کیه؟

قاسمی

از ابر پرسیدم ز عشق خندید و باریدن گرفت از بحر پرسیدم ز عشق زد موج غلطیدن گرفت از ماه پرسیدم ز عشق زد برق تابیدن گرفت از دشت پرسیدم ز عشق لرزید روئیدن گرفت از هرکه پرسیدم ز عشق پر شور گشت و زیر و رو دانستم آخر عشق چیست!جانانه گم گشتن در او

فانی

با سلام ممنون از لطف شما

حسین میدری

سلام دوست عزیزم! شعر خوبی خوندم اما با توجه به کارهای قبلی انتظار خیلی بیشتری ازتون دارم، سپاس از دعوتتون، سربلند و نویسا باشید...

آریا فرمانروای تنهایی

سلام ابوذر جان خوبی عزیز؟ ممنون که بهم سر می‌زنی این پست هم مثل همیشه عالی موفق باشی دوست من راستی منم آپم خوشحال می‌شم سر بزنی

mina kiani

این شعر و تقدیم میکنم به تو دوست عزیزم: کاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم کرد کاش می شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهیم کرد کاش می شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد کاش می شد با پری از برگ یاس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد کاش می شد با نسیم شا مگاه برگ زرد یاس ها را رنگ کرد کاش می شد با خزان قلب ها مثل دشمن عاشقانه جنگ کرد کاش می شد در سکوت دشت شب ناله ی غمگین باران را شنید بعد ، دست قطره ها یش را گرفت تا بها ر آرزوها پر کشید کاش می شد مثل یک حس لطیف لابه لای آسمان پرنور شد کاش می شد چا در شب را کشید از نقاب شوم ظلمت دور شد کاش می شد از میا ن ژاله ها جرعه ای از مهر با نی را چشید در جواب خوبها جان هدیه داد سختی و نا مهربانی را شنید

mina kiani

این شعر و تقدیم میکنم به تو دوست عزیزم: کاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم کرد کاش می شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهیم کرد کاش می شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد کاش می شد با پری از برگ یاس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد کاش می شد با نسیم شا مگاه برگ زرد یاس ها را رنگ کرد کاش می شد با خزان قلب ها مثل دشمن عاشقانه جنگ کرد کاش می شد در سکوت دشت شب ناله ی غمگین باران را شنید بعد ، دست قطره ها یش را گرفت تا بها ر آرزوها پر کشید کاش می شد مثل یک حس لطیف لابه لای آسمان پرنور شد کاش می شد چا در شب را کشید از نقاب شوم ظلمت دور شد کاش می شد از میا ن ژاله ها جرعه ای از مهر با نی را چشید در جواب خوبها جان هدیه داد سختی و نا مهربانی را شنید

علیرضا

سلام دوست عزیز ممنون که سر زدی شعرها هم اگه شاعرش خودتی خیلی قشنگه اگه هم انتخاب کردی و گذاشتی سلیقه خوبی داری شاد باشی

دلتنگی های یک عمه

ما نیز ماندیم به فکر زیبایی این شعر . . . گاهی در ورود به وبلاگ من نوشته میشود این وبگاه به رایانه شما آسیب می زند این را با یکی از مدیران فنی پرشین بلاگ که در میان گذاشتم گفت بخاطر تغییر قالب تا یکی دو ماه گوگل چنین پیامی میدهد و مشکلی ندارید... باز هم از لطف شما سپاسگزارم...در ضمن آپم[گل][گل][گل]

ققنوس خيس

سلام برادر. مدام به ترانه . [گل] متاسفانه تاسوعا عاشوراي امسال در ديار غريب حبس بوديم و قسمت نشد ... آزاد از هر قيد و بند و رها باشي