آیا با خود صادقیم

خیلی اُفت داره  نگامون

خیلی اُفت داره  صدامون

دلائی که    دیگه سنگه

وای به حالِ   بچه هامون   .  .  . 

 

 

نمیدونم  چی شده

این همه   ویرونم و سرد

نمیدونم     چی میخواد

از این همه    پرسه ی درد

نمیدونم     چی میگن

این همه  آدم  دو رو

وقتِ شیر فهم   شدنه

نکته به نکته    مو به مو

آخرین شبم    گذشت

بختِ مرده   بر نگشت

خوابا  بد  حروم شدن

جای دریا موند   یه تشت

شاید این   لعنتی تقدیر

از خیلی قدیم     نوشته

نداره حتی    یه تغییر

سهم هر گدا   بهشته

اما بازم    دل و امید

بازم  رویای  طلا دید

باز هوائی کرد    نگامو

آرزوهامو     همه چید

این همه   خلوت و  اما

جای بی نیاز    کدوم ور

کجا رو کنم      کو مُلکش

که ستایش کنم     از سر    ٢

 

این روزای گرم و  وحشی

این شبای    سرد و غمگین

خیلی تکراریه  لوطی

حجم دنیاست     بار سنگین

اون روزای پر ز عشق و

اون شبای   پر لطافت

کجا قایم   شده حالا

که شدم   غرقِ کثافت

من  صدام  در نمی یاد

همه  حرفا    گند زدن

دنیا نشنید   حرفمو

شاید  حال به هم   زنن

گوش به دردت   نمیدن

همه   فکر خریدن

یه زن و  یه ماشین و  یه مِلکِ نو

از کجاها     چاپیدن

منم    رنگِ  این جماعت

زیاد فرقی نداره     خط

فقط پول  تو دست و بال نیست

بره شد     یه باره   هفت خط

نمیدونم   کجا رفت   بچه قدیم

کوچه  هفت سنگ   رفقا   یه دونه تیم

نمیدونم   از کجا    عوض شدیم

کاش می شد باور کنم    که سابقیم     ٢

 

٢۴ اُردی بهشت

١ بامداد

 

/ 20 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زی زی

واااااااااااااااااااااای که تو چه شاعر معرکه ای هستی من عاشق شعراتم[بغل][بغل][بغل][بغل][بغل]

رضا

با سلام و درود فراوان بر شما دوست عزیز و گرامی و قلم توانمندتان و آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما در تمامی مراحل زندگانی ، باستحضار حضرت عالی میرساند با توجه به نزدیک شدن فصل بهار و اندکی زمانی تا حلول سال نو کلبه درویشی حقیر با مطلبی آموزنده با عنوان. ..".. اعتماد بنفس انرژی درونی ماست ؟."...بروز شده است ..خوشحال خواهم شد دیدن کنید و نظرات ارزشمند خود را مرقوم فرمائید ، مثل همیشه منتظر قدمهای سبز و حضور گرمتان هستم ...در تو امید فراوان دیده ام.. ..نغمه های شاد و خوش الحان دیده ام ...گر نگاهت از شکوفایی تهی است ...در وجودت شعله های زندگی است ...قلب تو روشن تر از آیینه است ...شوق و شور زندگی در سینه تواست.....درپناه حق و خدا نگهدارتان [گل]

رویای خیس

سلام بر شما ای دوست میان چشمهایت دیده ام قد میکشد باران و اندوهی که وسعت میدهد بی تابی ما را شمردم بارها اشت هایم را بگو آیا از اول بشمرم بر روی چشمم منهی پا را [گل][خداحافظ]

ققنوس خیس

سلام برادر ترانه ی سیاهت را خواندم البته قبلش تو کامنتای خودم خونده بودمش... همیشه شاد و موفق باشی و امیدوار

طلوع آبی

[گل][گل][گل] سلام ممنون از لطفت شعر زیبا و قشنگی بود موفق باشی [گل][گل][گل]

جملات زیبا

سلام ابوذر جوون طاها دوست وبلاگم رفته توی کما تو رو خدا واسش دعا کن و التماس دعا رو بزار توی وبلاگت کوچیکتم محمد