بازم این من

انقدر زخم خوردم

انقدر عاشقی کردم

که یه پارچه خونه  روحم

به خـدا سادگی کردم

انقدر از تو نوشتم

بازیات با سرنوشتم

انقدر خوب از تو گفتم

که میگی  راستی چه زشتم

تو میگی که  خام بودم

وقتی از تو  می سرودم

من میگم   زندگی کردم

تو شدی   همه وجودم

وقتی جات  به این دل داغ

یه سراب   نشونی دادی

سرد و مرده شد  نفسهام

تو  تو دنیات  شاد شادی

دیگه نا نداره   این پا

جاده ی عمر چه بلنده

چقدر تاریک   پر از ترس

اون دورا  یکی می خنده

انقدر خوب   از تو گفتم

که بد قصه ت  شدم من

تو برو   سفر سلامت

جون اون عشق   روح این تن    2

 

27 آذر

3 بامداد

 

/ 30 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راحله

چقدر دردناکه که آدم بد یک قصه باشی همیشه بهاری باشین[گل]

الف.پ

انقدر خوب از تو گفتم که بد قصه ت شدم من تو برو سفر سلامت جون اون عشق روح این تن سلام آقای اکبری واقعا شعر هاتون زیباست و سیر رشد رو می شه توشون دید امیدوارم همین طور هر روز بهتر بشه کارهاتون شعر هاتون دوست داشتنیه ای کاش به خواننده های بزرگ می دادید تا هم همه بشنون و هم ارزش کار باقی بمونه از این که به وبلاگ فیلتر شده ما سر زدید بی نهایت سپاس گذاریم امیدوارم باز هم با اشعارتون وبلاگ ما رو زیبا کنید. خواهش کوچکی هم داشتم اگه براتون زحمتی نیست و مقدوره لینک وبلاگ ما رو تصحیح بفرمایید ممنون پاینده و خروشان چون ایران الف.پ

دنیای کوچک من

خبری ازتون نیست از ما دلگیرین [نگران]

مریم

http://s2.picofile.com/file/7279523010/payam_maghami_Bavar.mp3.html تقدیم به بغض بارون عزیز سلام برادرم نیستین چرا باز؟ دلمون بدجور تنگ شده خدا کنه خوب باشین

علیرضا

اگر پشت به خورشید بایستید ، چیزی به جز سایه خویش نخواهید دید

دختر کویر

سلام شعرتون خیلی زیبا ست .. انقدر زخم خوردم انقدر عاشقی کردم که یه پارچه خونه روحم موفق باشی... [گل]

هدیه

زندگی ام را به دندان گرفته ام جیب هایم پُر از کسالت تنهایی ست هر صبح مانند چک های برگشتی به خانه بر می گردم

yalda

آپم دوست عزیز... منتظرتم... [گل]

نگاه

... به خدا سادگی کردم ... حس شاعری شما لطیف و زیباست. پیروز باشید.[گل]

مهری

با سلام خیلی اشعا رتون ساده و راحت مثل زندگی کردن خسته نباشین [گل][گل][گل]