راه من از  این کعبه بدان خاک رسیده است

حیف و دو صد افسوس که از غیر بریده است

با غیر نشستیم و گسستیم به هر بند

نازی که ز تو بوسه ی آ زرم شنیده است

ما خفته ی هر چند نگاری بشکستیم

ای خالق پندار  نظارت نخمیده است

با الفت جان عاقبت اندیش سخائیم

برگیم که از صحن و سرایت نرمیده است

خیزیم و سرآئیم که این گنبد مقصود

نقطه است ولی گوشه ی آن پاک جریده است

امید ز تو لطف ز تو هر چه بر آئی

بر تارک دل پای نهی نور دو دیده است

در ذیل همه روسیهان نامه ی راغب

خوش باد که سلطان کرم در طلبیده است